روز پدر
هفدهم اسفند ماه نود و دو پدری مهربان از کنار ما پر کشید ورفت که امسال روز پدر را بدون اون سر کنیم.
مرا آرامش دل از پدر بود>>مرا ازنام او نامی بسربود
مرا اقبال ودولت از وجودش>>همیشه یاورم از هرنظربود
هر آنکس مهر اورا کم چشیده>>همیشه حسرتش اندر نظر بود
هزاران حیف عمر آدمی را>>برایش مهلتی کوته بسر بود
گریزی نیست آدم را زمردن>>که در تقدیر آدم این سفر بود
حوادث آدمی را درکمین است>>اجل هم درکمین هربشربود
هزاران سوز بی اندازه دارد>>اگر مرگ پدر اندر خبر بود
پدر چون رخت بندد نا بهنگام>>وداعش کودکان را تلخ تر بود
کسی کو جزپدر یاری ندارد>>پدر چون مرد دردش بیشتر بود
برای حسرت یک دیدن او>>دو چشمان تَرش دایم به در بود
نه چشم آرام گیرد نی دل وجان>>فراقش بردل سنگ هم اثر بود
اگر با سیل اشکم زنده میگشت>>مرا خود این توان در چشم تر بود
چگونه از فراغش کس ننالد>>که در عمرش برایت بال وپر بود
دل آیت زمرگ هر پدر سوخت>>که مرگ هر پدر داغ بشر بود
((روحت شاد))
- ۹۳/۰۲/۲۱