درهم

همچی از همجا

درهم

همچی از همجا

درهم

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۱
تیر


من آرزوی دیدن روی تو داشتم 
 رفتی و ماند داغ توام بر جگر، پدر

تو آرزوی دیدن من می‌بری به خاک  
من هم تو را به خواب ببینم مگر، پدر

جانم به ماتمت رود از تن به در، ولی  
داغ توأم نمی‌رود از دل به در، پدر

کوه ار شوم به صبر و توانایی و شکیب 
داغ تو کوه را بشکاند کمر، پدر

کی مرده ای که نام تو زنده است جاودان
خوش می‌روی برو که سفر بی خطر، پدر

 

  • مهدی انشائی
۳۱
تیر

ناگهان رفت از برم،هرگز نباشد باورم
تابمیرم از فراغت،دل بسوزد،پدرم
همچو شمعی سوختی،باکس نگفتی درددل
پیش رویم جان سپردی،کی رود از خاطرم؟




  • مهدی انشائی