پدر؛تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست،اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛و با وجود همه مشکلات،به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی چه کسی، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگاربه ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛"پدرت" را می پرستیدی خوشا به حال کسانی که این نعمت را دارند استفاده می کنند و بدا به حال آن دسته کسان که از این نعمت بی توجه گذر کردند. برای شادی روح پدرانی که از دنیا رفتند."صلوات"
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
زوجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدرنباشد
که به روی نا امیدی در بسته باز کردن
پروردگارا :
به من بیاموز که دوست بدارم
کسانی را که دوستم ندارند , عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند
به گریم برای کسانی که هرگز
غمم را نخوردند , به من بیاموز تا لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم
ننواختند
محبت کنم به کسانی که محبتی
در حقم نکردند.
من آرزوی دیدن روی تو داشتم
رفتی و
ماند داغ توام بر جگر، پدر
تو آرزوی دیدن من میبری به خاک
من هم تو را به خواب ببینم مگر، پدر
جانم به ماتمت رود از تن به در، ولی
داغ توأم نمیرود از دل به در، پدر
کوه ار شوم به صبر و توانایی و شکیب
داغ تو کوه را بشکاند کمر، پدر
کی مرده ای که نام تو زنده است جاودان
خوش میروی برو که سفر بی خطر، پدر